اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
31
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
حق ما به عمل آورد و به ما تكليف كرد كه به خانهء مشاراليه برويم كه براى وى در انجام خدمات سهلتر و بهتر است . ما اظهار داشتيم كه بودن در كاروانسرا براى ما بهتر است ، زيرا مىخواهيم به دلخواه خودمان حركت كنيم و تفحّصات در زمينهء سياحت خودمان را ، به طريق آزادى به عمل بياوريم . گمركچى اظهار كرد كه تخلّف از امر حاكم نتواند كرد . مدتى در فصول معاهده گفتگو كرد كه در آنجا قيد شده كه هر مأمورى از خارجه به دربار شاهى روانه باشد ، در محل عمومى مثل كاروانسرا كه اقامتگاه هر جنس مردم است و هر نوع صاحبان مذاهب و اديان در آنجا يافت مىشود ، نتواند منزل نمايد و سزاوار نباشد . به قدرى از اين نوع سخنان گفته و مشروط كرد كه در خانهء او كمال آزادى را خواهيم داشت ، تا اينكه راضى به نقل مكان شديم . آقا رضا كه اسماً گمركچى بود ، ما را به خانهاى كوچك برد كه مربع الشكل بود و در وسط ، حياطى به قدر بيست و پنج قدم در سى قدم داشت . تنها قسمت داخلى آن عمارتى دو طبقه داشت ، مابقى يك طبقه بودند . ما [ اندرون خانه ] را كه نشيمنگاه زنان بود و در آخر خانه بود ، نديديم . جانب ديگر ، مطبخ و منزل خدمتكارها بود . خود آقا رضا تنها در پيش درب روبرو ، منزل داشت . از پلهها داخل اين عمارت شديم . از پهلوى چپ ، درب بيرونى از چوبى به پهناى دو قدم و نيم بود كه از جانبى مىرفت به دو اطاق نشيمن آقا رضا ، و از جانبى ديگر به تالارى كه ما در آنجا منزل كرديم ، كه عبارت باشد از مترجم و خودم و رفيقم . در همين تالار [ و در ] ايام اقامت ما در اين شهر ، از مردم كه به ملاقات ما مىآمدند ، خاصه ناخوشها كه گروهگروه آمده و ذكر امراض خود كرده و طالب دوا و معالجه مىشدند ، پذيرايى مىكرديم . نيم ساعت پس از آنكه در خانهء آقا رضا منزل كرديم ، براى ما نهار آوردند . اين نهار عبارت بود از ظرف كوچكى از ماست و دو تخم [ مرغ ] كه آبپز كرده بودند و از وسط قطع كرده بودند و در ميان ظرفى از چينى كه شبيه به چينى قهوه بود ، پيش ما گذاشتند . كمى پنير تازه در ظرفى مشابه همان ظرف نهاده و قدرى هم انگور و كلوچه و قطعهاى هم يخ با نانى كه به همراهى اين غذا [ بود ] ، براى ما آوردند . نانى بود بسيار سبك و نازك بيضىالشكل . در روى سطح آن ، سوراخهاى زياد و بىنهايت سفيد و به غايت نيكو بود . آقا رضا نيز انسانيت كرده ، با ما رفاقت نمود . به خوردن اين مختصر غذايى كه تا اول گمان كرديم كه اين مقدمهء غذاى ديگرست كه بعداً خواهند آورد . سپس معلوم گرديد كه همين بود . پس شام را در اول شب براى ما آوردند . شام در روى ايوان خانه كه خويشان و دوستان گمركچى نيز حضور داشتند ، صرف شد . غذا به مقادير كافى پلو بود . اين پلو عبارت بود از برنج